تبليغاتX
آرمیا برزین
 

 مثل یه لحظه ی دوری! مثل یه حس ِ غریبه!

مثل اون لحظه که آدم تشنه ی چیدن سیبه!

 

مثل باور ِ عمیقی تو ترانه های شاعر!

مثل یه حرف ِ نگفته تو گلوی ِ یه مسافر!

 

مثل یه جاده ی بی مرز! مثل یه عابر ِ خسته!

مثل اون کودک ِ تنها که سر ِ جاده نشسته!

 

معنی ِ نگاه ِ تو مثل معما می مونه

خنده هات شرطیه و شبیه اما می مونه

 

مثل حس ِ نقطه چینی تو همون نگاه اول!

مثل واژه های ِ شاعر! مثل یه شعر ِ مطول!

 

مثل اون شعر ِ تری که مونده تو بغض، ترکیده!

مثل هق هق ِ یه عاشق، هیچکی اونو نشنیده!

 

مثل ابری پُر ِ گریه که یه روز می خواد بباره!

مثل اون عاشق ِ خسته پا رو خواسته هاش می ذاره!

 

معنی ِ نگاه ِ تو مثل معما می مونه

خنده هات شرطیه و شبیه اما می مونه

 

                                            آرمیا برزین  

 

 

شهر قم داره یه خورشید که چشاش طلایی رنگه

توی چشماش آسمون و یه ستاره ی قشنگه

 

سمت ِ گنبد طلایی چشمای زائرا بنده

هر کی دل می بنده اینجا تا همیشه سربلنده

 

یه در ِ بهشت همین جاس وامیشه سمت ِ اجابت

خوش به حال اون کسی که توی قم کرده اقامت

حضرت معصومه بانو! صاحب ِ در ِ بهشتی!

کاش می شد که اسم ما رو زائر قم می نوشتی

تو شبستان حریمش دستای پنجره بازه

این جا جای دل سپردن، خونه ی راز و نیازه

 

دلتو بذار همین جا یه زیارت نامه بخونه

چشم بدوزه به ضریحش توی گریه هاش بمونه

 

می شنوی؟ صدا صدای صلوات و التماسه

میگن این خونه شبیه خونه ی حضرت یاسه

حضرت معصومه بانو! صاحب ِ در ِ بهشتی!

کاش می شد که اسم ما رو زائر قم می نوشتی

                                                     آرمیا برزین                                                                

  ‌چشمای خیستو دیدم سر شب پریدم از خواب

ای سفر کرده بیا و من ِ دل خسته رو دریاب

 

تو چشای بسته ی توُ من دچار نقطه چینم

فرصتی بده که عشقُ تو نگاه توُ ببینم

 

ساکتم اما سکوتم دل به حرفای توُ بسته

قلب تنها و غریبم چشم به راه توُ نشسته

 

حوصله کن نفس بزن بشکنه بغض انتظار

تا انتهای این سفر تا آخرین سوت قطار

هنوزم چشم امیدم، رو به‌ تصویرِ تو بازه‌

گوش‌ بده‌! حتا خیالت‌ واسه‌ من‌ ترانه ‌سازه‌

 

بیا تا غنچه ی ذهنم دوباره‌ به‌ گُل‌ بشینه‌

بیا تا چشمای‌ خیسم‌ این شکفتنو ببینه‌

 

بیا تا صدا سکوت‌ِ کهنه‌ رو نکرده‌ باور

بیا تا این‌ دل‌ِ خسته‌ نزده‌ به‌ سیم‌ِ آخر

حوصله کن نفس بزن بشکنه بغض انتظار

تا انتهای این سفر تا آخرین سوت قطار

                                                                                            آرمیا برزین‌

 

 

من به چشم های بی قرار تو قول می دهم:

ریشه های ما به آب

شاخه های ما به آفتاب می رسد

ما دوباره

سبز می شویم

منو ببخش به خاطر این همه نیرنگ و فریب

ارزونی چشمای توُ یه آسمون شاخه ی سیب

 

منو ببخش که چشمای پاک توُ باورم نشد

هر دفعه دل شکستمو نوبتِ آخرم نشد

 

منو ببخش اگه یه روز تموم شعرم گله بود

قافیه ی ترانه هام هزار و یک مساله بود

 

منو ببخش با هر نگاه، بهت کنایه می زدم

رو گریه و رو خنده هات بیخودی سایه می زدم

 

منو ببخش عزیز دل اگه یه روز ندیدمت

گفتم ستاره شو ولی از آسمون نچیدمت

 

دوس دارم از راه برسی منو از اینجا ببری

تا زورق ستاره ها اون ور دنیا ببری

آرمیا برزین

 

 

قلبم در دست تعمیر است

                 لطفا تقاضا نفرمایید

 

 

برف سنگین ِ زمستون شاخه ها رو کرده پنهون

کلاغا تو روز برفی خوابیدن تو خونه هاشون

 

بچه های کوچه ی ما آدمای برفی ساختن

با یه گلدون ِ شکسته سرشون کلاه گذاشتن

 

بیچاره آدم ِ برفی یخ زده دلش تو سرما

اما باز دلش می سوزه واسه آدمای تنها

 

آدمک دلش شکسته اینو تو چشاش میشه دید

ذره ذره آب میشه اون وقتی که می تابه خورشید

 

آدمک داره می میره نای رفتن تو پاهاش نیس

دلش از غصه گرفته چشماش از گریه شده خیس

 

تو گوش کوچه رسیده صدای قلب شکسته ش

بس که یخ زده دلامون گوشمون انگاری بسته س

 

آدمک! یه کم تحمل زنده میشی تو دوباره

دعا کن بیاد زمستون آسمون برفی بباره

 

برف سنگین ِ زمستون شاخه ها رو کرده پنهون

کلاغا تو روز برفی خوابیدن تو خونه هاشون

 

آرمیا برزین

 

 

 

آشیانه ی برفی

تصور کن پرنده ای را

 که در دل یک دل آدم برفی

خانه ای از اشک و لبخند ساخته

و بعد بیاید و ببیند

که آشیانه اش تحمل آفتاب را نداشته

و ویران شده است

آرمیا برزین

چشم های معصوم

چه معصومانه است

چشم هایی که روزها به خاطر یکی ابری می ماند

 و بعد هم از شدت اشک ریختن

سرخ می شود.

 

مادر مهربان


ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟

مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت... ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود .


 

 

قرن ما قرن مرگه

قرن گذشتن از جون

قرن سقوط فرهنگ

تهاجم شبیخون

 

قرن ما قرن وحشت

آدما رو ندیدن

واسه یه لقمه ی نون

از همه دل بریدن

 

قرن ما قرن مرگ ِ

درستی و صداقت

قرن سقوط انسان

تو وادی رفاقت

 

قرن حصارو زندون دستای پشت پرده

حکومت پلید ِ آدمکای برده

 

قرن ما قرن تیتر ِ

روزنامه های زرده

یکی به خاطر عشق

می گن خودکشی کرده

 

توقیف روزنامه ها

به جرم نقد زشتی

می گن چرا رو تیترت

این جمله رو نوشتی

 

تشویش ذهن مردم

میشه جرم نکرده

سلول انفرادی

هدیه ی این نبرده

 

قرن حصارو زندون دستای پشت پرده

حکومت پلید ِ آدمکای برده

آرمیا برزین

 

 

 

 

وقتی "لیلی" بله رو گفت همه هورا می کشیدن

اما "مجنون" که تو قلبش شور می زد رو نمی دیدن

 

زندگی شون زیر سقف استجاره ای شرو شد

لیلی با یه دنیا مشکل یکی یکی روبه رو شد

 

"مجنون" دنبال یه کاری همه جا رو زیرو رو کرد

توی کوچه های خلوت، شده بود عاشقِِِ ِ شبگرد

 

دیگه خسته از زمونه غرق مشکل و بلا بود

غصه تو دلش نشسته، عشق و عاشقی کجا بود؟

 

یکی نیس بگه آخه مرد

تو یه عاشقی یه مجنون

واسه چی داری می گردی

 دنبال یه لقمه ی نون؟

 

واسه وام ازدواجت ضامنی پیدا نمی شه

کابوس خونه نداشتن توی ذهنته همیشه

 

اگه عاشقی همینه که واست غصه بیاره

دیگه دوست داشتن "لیلی" تو دلت جایی نداره

 

همه ی فکر و دلت رو می سپاری دست زمونه

واسه دوست داشتن عشقت دیگه نایی نمی مونه

 

یکی نیس بگه آخه مرد

تو یه عاشقی یه مجنون

واسه چی داری می گردی

 دنبال یه لقمه ی نون؟

 آرمیا برزین

 

دوست داشتن یعنی دل گرمی

بیچاره آدمی برفی

 دل گرمی نداره که دوست داشته باشه

 

 

 

 تقدیم به همکار عزیزم علیرضا

که این روزا نیمه گمشده ی زندگیشو پیدا کرده

 

آسمون زندگی تون الهی که آبی باشه

شبای عاشقی یاتون قشنگ و مهتابی باشه

 

چشماتون از غصه و غم خیس نشه بارون نباره

نور ستاره توی شب پیش شما کم بیاره

 

زنده باشین به عشق هم هیچ موقع تنها نمونین

تو سختی های روزگار عشقتونو جا نذارین

 

نیاز به پارتی بازی نیس شما هر دو مهربونید

مثِ دو تا پرنده ی عاشق هم  همزبونید

 

خدا کنه که عشق تون مث یه آسمون باشه

ستاره های آسمون امضاهاشون زیرپاشه

 

تو روز روشن دلتون برای هم لک بزنه

نامردی های روزگار خونه تونو در نزنه

 

دلم می خواد تو چشماتون شادی ترانه بخونه

ترانه ی ساده ی من ورد زبونش بمونه

 

نیاز به پارتی بازی نیس شما هر دو مهربونید

مثِ دو تا پرنده ی عاشق هم  همزبونید

 

آرمیا برزین

 

 

 

دختر ماه آبان دختر فصل پاییز

برگ زرد طلایی میشه واسه ش سینه ریز

 

شیطون و پرهیاهو با غم و غصه قهری

وقتی بارون بگیره رنگین کمون شهری

 

لب سرخ اناری رو صورتت نشسته

خودت خبر نداری دست غنچه رو بسته

 

می خوای نشون بدی که نترسی و پرخطر

واسه همینه دوستات بهت می گن دردسر

 

ابری ترین آسمون، تن پوش لحظه هاته

بارون سرد پاییز همیشه تو چشاته

 

دخترِ فصل خزون، سرده و سخت و لجباز

غرور تو اشوه هاشه اما دوستش دارم باز

 

آرمیا برزین

 

 

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

عکس عکس تصادفی

گالری عكس بهاربيست

پیام خروچی

JavaScript Codes خانگی سازی
set as your home page